تبليغاتX
بصیرت جو
پنجشنبه است شاید سحر روز آخر ماه مهمانی خدا،احتمال بود عید فطر در روز جمعه زیاد است،

روز آخر چقدر عرفانیست

چشمهایم عجیب بارانیست

عطر جنت تمام شد،افسوس

آخرین لحظه های مهمانیست

عید برای کسیست که توبه واقعی کرده است و در محضر یکتای بی همتا رو سفید است نه من!

دل کندن از تو که انس گرفته بودم با تو سخت است،الهم رب شهر رمضان  کاش فقط برای صدا زدنت تا رمضان دیگر زنده بمانم.

       

+ نوشته شده توسط بصيرت جو در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 و ساعت 5:57 |
راحت شدی،دلتنگیت تمام شد،دیگر چاههای کوفه هم توان شندین ناله های تو را نداشتند،

مولا حاجت روا شدی، زیارتت قبول.

            

+ نوشته شده توسط بصيرت جو در چهارشنبه دهم شهریور 1389 و ساعت 18:28 |
مدتی به خاطر شلوغی کار و سرگرم بودن به کارهای جدید نتونستم سری به وبلاگ بزنم و به روز کنم وبلاگی رو که بنا کردم باهدف کسب حسی که آدم رو بلند میکنه و کاش کمی باشه!!

در هر صورت به مهمونها(اگر کسی بیاد!)اعیاد قبل را تبریک می گم،مهمترین نکته ای که قابل بیانه و چند روزه  فکرم رو مشغول کرده و البته شرمندم کرده اینه: ماه مبارک رمضان در راهه ،آماده ام؟  

+ نوشته شده توسط بصيرت جو در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 و ساعت 23:6 |
                     

دلت کربلا و چشمانت چشمه سرازیر گشته ازداغ عشق ، جوان پیر گشته در راه زیارت معبود ، زیارتت قبول.

عاشق ترین معصومه خدا ، پرورش یافته سیده نساء عالم ، نمی از دریای پریشانیت دنیا را به آتش می کشد و تو زیباترین می نامی واقعه ی را که دل عرشیان را سوزاند.کربلائی زینب (س)  زیارتت قبول.

+ نوشته شده توسط بصيرت جو در دوشنبه هفتم تیر 1389 و ساعت 16:39 |

کعبه آن قدر بی تو زیبانیست            بی حضورت مطاف دنیانیست

بی سبب رد نکرد مریم را                این طرفها که جای عیسی نیست

کعبه مختص حال امروز است            مثل دیروز ومثل فردا نیست

سوره ات را خودت نزول بده              ورنه جبریل مرد اینها نیست

تو که از این طرف نمی آیی              پس چه بهتر درحرم وا نیست

+ نوشته شده توسط بصيرت جو در جمعه چهارم تیر 1389 و ساعت 17:39 |